اشتغال زنان، تحمیل اجتماعی و اقتصادی یا ضرورت شرعی و اجتماعی؟
مقوله اشتغال حرفه ای و حضور اقتصادی زنان و درآمدزایی آنان همواره مورد بحث و گفتگو در جوامع مختلف بوده است و هر یک از نظام های فکری با استناد به دلایلی اشتغال اقتصادی زنان و درآمدزایی آنان را مورد قبول و تأکید، رد و انکار و یا بطور نسبی و مشروط می پذیرند. چنانچه به عقب بازگردیم در قرون گذشته زنان همواره در کارهای کشاورزی و صنایع دستی فعال بوده و در کنار کار در خانه و مسئولیت تربیت فرزندان، در برخی فعالیت های خارج از منزل نیز همکاری می نمودند.

اما پس از انقلاب اسلامی با نگاهی کوتاه به تاریخ و پیشینه اشتغال زنان در غرب در سده های اخیر جای پای سرمایه داران و رژیم سرمایه داری را در ترویج حضور حرفه ای زنان در کارخانجات و استفاده از نیروی کار ارزان آنان پس از جنگ جهانی دوم را در تاریخ بخوبی شاهدیم همچنین تئوریزه کردن این دیدگاه توسط متفکران سیاسی – اجتماعی غرب جهت بهره داری اقتصادی بر هیچ منصفی پوشیده نیست.
بحث استقلال اقتصادی و آزادی زنان، تبدیل خانواده به یک شرکت سهامی و کمرنگ نمودن حضور زنان در آن، رواج تسهیلات و خدمات دولتی و خصوصی نظیر مهدکودک ها و توسعه آن به منظور حضور آسانتر بانوان در محیط های کار، همه و همه ریشه در منافع اقتصادی سرمایه داری غرب دارد و استثمار آسانتر زنان توسط این نظام، ریشه های پیدایش دیدگاه های فمینیستی اولیه و بحث های برابری حقوق زنان، فرصت های مشابه شغلی، آموزشی و... را پدید آورد تا جائیکه عکس العمل این بهره کشی به مردستیزی و مقابله جنسیتی نیز کشیده شد. بعدها در این تفکر تحولات سمت و سویی متفاوت گرفت و بحث استقلال اقتصادی به سایر وجوه نیز تعمیم یافت تا جائیکه در حال حاضر فمینست های معاصر بحث اشتغال را بعنوان کارگر جنسی مطرح کرده و حقوق آنان را مورد حمایت قرار می دهند.

در دیدگاه اسلام، هزار و چند صد سال قبل از بحث های سده های اخیر در غرب، استقلال اقتصادی زنان به رسمیت شمرده شده و به لحاظ فقه اسلامی زن مالک درآمد ناشی از کار خود، ارث پدر، مهریه خویش و سایر امکانات اقتصادی کسب شده خود از طرق گوناگون بوده است.
پس از انقلاب اسلامی نیز زنان در ایران با سرعت بیشتری به بازار کار و اشتغال با انگیزه های متفاوت روی آوردند فرهنگ غربی حاکم در رژیم شاه هدفی متفاوت از حضور اجتماعی زن و رویکردی کاملاً غربی داشت اما پس از انقلاب به دلیل اعتماد به سلامت جامعه اسلامی زمینه رشد و بهره برداری زنان از آموزش علمی و آکادمیک روز به روز فزونی گرفته است و ارائه خدمت به جامعه اسلامی و رفع نیازهای ضروری زنان در عرصه آموزش، بهداشت و ... یکی از مهمترین انگیزه های زنان متدین و مسلمان جهت حضور در مشاغل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جامعه می باشد.
اما روی دیگر سکه اشتغال زنان، کاهش آسایش و راحتی، مستولی شدن خستگی ناشی از کار در منزل و خارج از آن، کم شدن آستانه تحمل روانی نسبت به اعمال کودکانه به دلیل فشارهای مضاعف بر مادر، عدم وجود زمان کافی جهت ارتباط فکری و روحی با همسر و فرزندان به دلیل حضور تمام وقت در خارج از منزل و کارهای متداول منزل، عدم وجود فرصت کافی برای استراحت و تفریح، ورزش و پرداختن به سلامتی خود، عدم مراقبت و فقدان نقش مثبت تربیتی برای فرزندان به دلیل ضیق وقت، عصبانیت، پرخاشگری، اضطراب، تضعیف روابط عاطفی میان همسران و بالاخره بروز شکاف و اختلاف در خانواده و ... ده ها مشکل دیگر است که سلامت و بهداشت روانی مادر و خانواده و در نهایت جامعه را به مخاطره می افکند.

قطعی است که اشتغال یک حق و در برخی موارد یک تکلیف شرعی برای زن و نه تکلیف اولیه طبیعی و تکوینی و نه یک تحمیل اجتماعی و اقتصادی بر زن است. از یکسو نمی توان به بهانه پیامدهای منفی بیان شده از آن صرفنظر کرد چرا که در برخی موارد و برخی مشاغل حضور زن یک ضرورت شرعی تلقی می شود و از سوی دیگر پیامدهای برشمرده نیز واقعیاتی درخور توجه و تفکر می باشد.
 از سوی دیگر با توجه به ضرورت های شرعی و اجتماعی حضور زن در اشتغالات ضروری تعریف شود و مکانیزم این حضور به نحوی طراحی گردد که ساعات حضور زنان فرسایش دهنده نبوده و با مسئولیت مادری و همسری در تعارض نباشد در این راستا بر فرهنگ تربیتی مردان تأمل شود تا در منزل مشارکت خود را درعرصه داخلی و تربیتی فرزندان پررنگتر نمایند و از طرفی مناسبات حقوقی جدیدی در خانواده ای که زن و مرد هر دو خارج از منزل اشتغال دارند و امکانات اقتصادی بوجود آمده حاصل دسترنج هر دو آنان است و از سوی دیگر مادر بخشی از وقت خود را نیز به فرزندان و فعالیت های خانگی تخصیص می دهد در واقع در منافع اقتصادی حاصل شده در کل زندگی سهیم باشد اگر درآمد زن در خانواده خرج می شود بایستی مناسبات اقتصادی موجود در خانواده نیز دگرگون گردد و چنانچه از بد حادثه اختلاف و جدایی پیش آید حقوق زن نادیده گرفته نشود. در مورد زن خانه دار نیز بر اساس دستورات متعالی اسلام ارزش کار خانگی زن لحاظ شود و در صورت بروز جدایی حقوق ناشی از کار در منزل توسط زنان در نظر گرفته شود.

همه و همة مطالب مطروحه، اندیشمندان و رهبران جامعه را به بازنگری و اجتهاد در مناسبات جدید اجتماعی بوجود آمده در ارتباط با مقوله زن، اشتغال و خانواده سوق می دهد. امید است برخورد عدالت محور اسلام در کلیه ارکان جامعه توسعه یافته و زن و خانواده را در رأس توجهات خود قرار دهد.
برگرفته از خبرنامه زنان - مركز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری شماره:85